کاراته

 

کاراته ورزشی است با ریشه ژاپنی که هدف آن این است كه بدن را وسیله ای تخصصی جهت حمله ودفاع نماید . در واقع ورزشی است که درقالب مبارزه بین دو نفر اجرا می گردد.

 

کاراته در لغت به دو واژه کارا یعنی خالی (Empty) و ته به معنای دست (Hand) تقسیم می شود که معنای کلی کاراته - دو(راه کاراته)، مبارزه با دست خالی (بدون سلاح) می باشد كه در این راه دل و ذهن از تمام خواسته های دنیوی و غرور بی جا ، خالی ونهایتا فرد می بایست بر نفس اماره خویش فایق آید .

 

در این رشته ، مسابقات به صورت تیمی وانفرادی در دو بخش آقایان و بانوان در رشته های کاتا وکومیته انجام می گردد.اوزان مسابقات كومیته انفرادی به ترتیب 55- و 60- و65- و 70- و75- و80- و80+و آزاد برای آقایان و 53- و60-و60+و آزاد برای بانوان می باشد.

 

 

کاراته

 

تاریخچه جهانی كاراته:

 

انسان از زمان تولد مجبور به مبارزه برای ادامه زندگی می باشد . پس تاریخ قطعی برای پیدایش این فكر كه بدن را به وسیله مبارزه تبدیل نماید نمی توان یافت، اما کاراته امروزی شکل تکامل یافته ای از کمپوی چینی (بوکس چینی) می باشد که در ابتدا اوکیناواته نامیده می شد .

 

کاراته از سال 1912 به صورت سیستماتیک از کشور ژاپن به جهان خارج معرفی شد ودر سال 1964 اولین فدراسیون رسمی کاراته در جهان توسط انجمن های گوناگون ژاپنی هم زمان با بازیهای المپیک در ژاپن تشکیل یافت.(FAIKO)

 

در طی این سالها کاراته از طریق سازمانهای مختلف بین المللی تغذیه گردید تا اینکه هم زمان با اولین دوره مسابقات جهانی این رشته در سال 1970 ، کنفرانسی با حضور 32 کشور برگزار گردید که منجر به تشکیل سازمان جهانی کاراته دو شد . و از این زمان به بعد کاراته به عنوان ورزش جهانی دست یافت.

 

کاراته

 

مدتی بعد فدراسیون جهانی کاراتهW.K.F تاسیس و نهایتا به تایید I.O.C رسید و اکنون این سازمان زیر نظر I.O.C مشغول به کار می باشد ومسابقات رسمی آن از طریق همین مجموعه در جهان انجام می گردد .

 

W.K.F درهرقاره ای نماینده ای دارد که علاوه بر این که به عنوان رئیس فدراسیون همان قاره متولی امور می باشد سمت نایب رئیسی فدراسیون جهانی را نیز دارد و مسابقات دوره ای آن قاره را انجام می دهد که در آسیاA.K.F (فدراسیون کاراته آسیا) عهده دار آن است و کشور ما نیز بعنوان زیر مجموعه هردو سازمان فوق فعالیت می نماید .

 

مرکز سازمان جهانی کاراته در کشور اسپانیا و سایت اینترنتی آن www.wkf.net و مرکز فدراسیون کاراته آسیا در کشور تایوان می باشد .

 

کاراته

 

تاریخچه کاراته در ایران :

 

هنر رزمی کاراته در سال 1342 وارد ایران شد .بنیانگذار كاراته ایران آقای فرهاد وارسته هستند و اولین نفری که در کشور مان توانست موفق به اخذ کمربند مشکی گردد آقای مرتضی کاتوزیان بود که در خرداد سال 1349 به این امر نائل گردید .

 

کاراته با سبکهای کان ذن ریو، شوتوکان و وادوریو در ایران شروع به کار نمود ولی به تدریج سبكها گسترش یافت .در سال 1351 آکادمی کاراته به عنوان اولین باشگاه رسمی کاراته کشور کار خود را بصورت منسجم و کلاسه شده آغاز نمود .

 

در سال 1352 برای اولین بار تیم ملی کاراته کشورمان شکل گرفت که با هزینه شخصی به دومین دوره مسابقات جهانی که در پاریس برگزار می شد اعزام گردید و موفق به کسب مدال برنز کومیته تیمی و عنوان پنجمی این دوره از مسابقات شد.

 

در سال 1353 فدراسیون کاراته ایران شکل گرفت که مسئولیت آن از سوی سازمان ورزش وقت به آقای فرهاد وارسته واگذار گردید .

 

امروزه فدراسیون کاراته متولی امور مربوط به سبکهای آزاد کاراته نیزهست که به دو شکل رینگی و غیر رینگی فعالیت می نمایند . لازم به ذکر است این دو رشته در جهان از طریق سازمانهای غیر متمرکز رهبری می گردد . اما در کشورمان با توجه به جمعیت زیاد این بخش، فدراسیون کاراته امورمربوط به سبکهای آزاد را عهده دار است.

 

 



ادامه مطلب
تاريخ : | | نویسنده : sepahanbux |

 

سهراب سپهری

 

سهراب سپهری در 15 مهر ماه 1307 در شهر کاشان به دنیا آمد. پدرش اسدالله سپهری کارمند اداره پست و تلگراف بود و هنگامی که سهراب نوجوان بود پدرش از دو پا فلج شد. با این حال به هنر و ادب علاقه ای وافر داشت. نقاشی می کرد، تار می ساخت و خط خوبی هم داشت.

 

سپهری در سال های نوجوانی پدرش را از دست داد و در یکی از شعرهای دوره جوانی از پدرش یاد کرده است (خیال پدر) یکسال بعد از مرگ او سروده است:

 

در عالم خیال به چشم آمدم پدر

 

کز رنج چون کمان قد سروش خمیده بود

 

دستی کشیده بر سر رویم به لطف و مهر

 

یک سال می گذشت، پسر را ندیده بود

 

 

مادر سپهری فروغ ایران سپهری بود. او بعد از فوت شوهرش، سرپرستی سهراب را به عهده گرفت و سپهری او را بسیار دوست می داشت.

 

دوره کودکی سپهری در کاشان گذشت. سهراب دوره شش ساله ابتدایی را در دبستان خیام این شهر گذرانید.

 

سهراب سپهری

 

سپهری دانش آموزی منظم و درس خوان بود و درس ادبیات را دوست داشت و به خوش نویسی علاقه مند بود.

 

سپهری در سال های کودکی شعر هم می گفت، یک روز که به علت بیماری در خانه مانده و به مدرسه نرفته بود با ذهن کودکانه اش نوشت:

 

ز جمعه تا سه شنبه خفته نالان

 

نکردم هیچ یادی از دبستان

 

ز درد دل شب و روزم گرفتار

 

ندارم من دمی از درد آرام

 

 

در مهرماه 1319 سپهری به دوره دبیرستان قدم گذارد و در خرداد ماه 1326 آن را به پایان رساند.

 

سهراب از سال چهارم دبیرستان به دانش سرا رفت و در آذر ماه 1325 یعنی اندکی بیش از یک سال بعد از به پایان رساندن دوره دو ساله دانش سرای مقدماتی به استخدام اداره فرهنگ کاشان (اداره آموزش و پرورش) در آمد و تا شهریور 1327 در این اداره ماند.

 

در این هنگام در امتحانات ادبیات شرکت کرد و دیپلم کامل دوره دبیرستان را نیز گرفت.

 

سال بعد او به دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران رفت. وقتی که در این دانشکده بود، نخستین دفتر شعرهایش را چاپ کرد و مشفق کاشانی با دیدن شعرهای سپهری پیش بینی کرد که او در آینده آثار ارزشمندی به ادبیات ایران هدیه خواهد داد.

 

اولین کتاب سپهری با نام "مرگ رنگ" در تهران منتشر شد که به سبک نیما یوشیج بود.

 

سپهری دومین مجموعه شعر خود را با نام "زندگی خواب ها" در سال 1332 سرود و در همین سال بود که دوره لیسانس نقاشی را در دانشکده هنرهای زیبا با رتبه اول و دریافت نشان اول علمی به پایان رساند.

 

سهراب سپهری

 

از سال 1332 به بعد، زندگی سپهری در گشت و گذار و مطالعه نقاشی و حکاکی در پاریس، رم و هند و شرکت در نمایشگاه ها و آموختن و تدریس نقاشی گذشت، تا جایی که بعضی او را "شاعری نقاش" خوانده اند و بعضی دیگر "نقاشی شاعر".

 

سهراب در سال 1337 دو کتاب "آوار آفتاب" و "شرق انده" را آماده چاپ کرد ولی موفق به چاپ آنها نشد و سرانجام در سال 1340 این دو کتاب به انضمام "زندگی خواب ها" زیر عنوان "آوار کتاب" منتشر شد.

 

در این کتاب می توان به جلوه های زبان خاص سپهری برخورد کرد و همچنین شور و شوق آمیختگی با طبیعت را _که در شعرهای بعدی کاملاً واضح می شود _ بیشتر دید.

 

در "شرق اندوه" سپهری از هر نظر تحت تاثیر غزلیات مولوی است و شعرهای این مجموعه همه شادمانه و شورانگیزند.

 

دو شعر بلند "صدای پای آب" و "مسافر" پنجمین و ششمین کتاب های او هستند.

 

شهرت سپهری از سال 1344 و با انتشار شعر بلند "صدای پای آب" آغاز شد. در "صدای پای آب" است که محتوای ویژه ی شعر سپهری فرمش را می یابد. فرم و محتوای شعر سپهری، از "صدای پای آب" به بعد به هماهنگی می رسند.

 

"صدای پای آب"، کنایه از صدای پای مسافری در سفر زندگی است.

 

این شعر که روز به روز بر شهرت و محبوبیت او افزود، اولین بار در فصلنامه ی آرش در آبان همان سال منتشر شد.

 

سپهری که تمام عمرش را به دور از جنجال روزنامه ها و مجلات و فقط با دوستان اندک و تنهایی خود می زیست و بدین سبب از طرف نشریات جدی گرفته نشده بود، در سال 1345 با انتشار شعر بلند "مسافر" که یکی از درخشان ترین شعرهای فارسی است، بزرگی و شاعری اش را بر نشریات تحمیل کرد.

 

"مسافر" تأمل و سیر و سفر شاعر است در فلسفه ی زندگی.

 

"جحم سبز" هفتمین مجموعه شعری سپهری و کامل ترین آنها است.

 

"حجم سبز" پایان آخرین جستجوی های سپهری در شعر "مسافر" اوست. گویی پاسخ همه پرسش ها را یافته و به همه حقایق رسیده است.

 

شاعر دیگر منتظر مژده دهندگان نمی ماند بلکه خود قصد می کند که بیاید و پیام آورد: روزی خواهم آمد و پیامی خواهم آورد ...

 

هشتمین و آخرین مجموعه شعری سهراب سپهری "ما هیچ، ما نگاه" است.

 

در این کتاب بر خلاف مجموعه"حجم سبز" و دو شعر بلند "صدای پای آب" و "مسافر" شاعر روی به یأس دارد. اما یأسی که جز از حوزه ذهن رنگین سپهری بیرون نمی تراود.

 

سپهری در سال 1355 تمام هشت دفتر و منظومه خود را در "هشت کتاب" گرد آورد.

 

"هشت کتاب" نموداری تمام از سیر معنوی شاعر جویای حقیقت است، از اعتراضات سیاسی تا شور جست و جو و ره سپردن در عرفانی زمینی.

 

"هشت کتاب" یکی از اثر گذارترین و محبوب ترین مچموعه ها، در تاریخ شعر نو ایران است.

 

سپهری در سال 1357 به بیماری سرطان خون مبتلا شد و در سال 1358 برای درمان به انگلستان رفت، اما بیماری بسیار پیشرفت کرده بود و سرانجام در اول اردیبهشت ماه 1359 ، سهراب سپهری به ابدیت پیوست.

 

نخست قرار بود که طبق خواست خودش او را در روستای"گلستانه" به خاک بسپارند، اما به پیشنهاد یکی از دوستانش برای اینکه طغیان رود، مزارش را از بین نبرد او را در صحن "امامزاده سلطان علی" دهستان مشهد اردهال به خاک سپردند.

 

آثار سهراب سپهری

 

نمونه ای از شعر سهراب سپهری از مجموعه "حجم سبز"

 

به باغ هم‌سفران

 

صدا کن مرا

 

صدای تو خوب است.

 

صدای تو سبزینه آن گیاه عجیبی است

 

که در انتهای صمیمیت حزن می‌روید.

 

***

 

کسی نیست،

 

بیا زندگی را بدزدیم، آن وقت

 

میان دو دیدار قسمت کنیم.

 

بیا با هم از حالت سنگ چیزی بفهمیم.

 

بیا زودتر چیزها را ببینیم.

 

ببین، عقربک‌های فواره در صفحه ساعت حوض

 

زمان را به گردی بدل می‌کنند.

 

بیا آب شو مثل یک واژه در سطر خاموشی‌ام.

 

بیا ذوب کن در کف دست من جرم نورانی عشق را.

 

***

 

مرا گرم کن

 

(و یک‌بار هم در بیابان کاشان هوا ابر شد

 

و باران تندی گرفت

 

و سردم شد، آن وقت در پشت یک سنگ،

 

اجاق شقایق مرا گرم کرد.)

 

***

 

در این کوچه‌هایی که تاریک هستند

 

من از حاصل ضرب تردید و کبریت می‌ترسم.

 

من از سطح سیمانی قرن می‌ترسم.

 

بیا تا نترسم من از شهرهایی که خاک سیاشان چراگاه جرثقیل است.

 

مرا باز کن مثل یک در به روی هبوط گلابی در این عصر معراج پولاد.

 

مرا خواب کن زیر یک شاخه دور از شب اصطکاک فلزات.

 

اگر کاشف معدن صبح آمد، صدا کن مرا.

 

و من، در طلوع گل یاسی از پشت انگشت‌های تو، بیدار خواهم شد.

 

و آن وقت

 

حکایت کن از بمب‌هایی که من خواب بودم، و افتاد.

 

حکایت کن از گونه‌هایی که من خواب بودم، و تر شد.

 

بگو چند مرغابی از روی دریا پریدند.

 

در آن گیروداری که چرخ زره‌پوش از روی رویای کودک گذر داشت

 

قناری نخ زرد آواز خود را به پای چه احساس آسایشی بست.

 

بگو در بنادر چه اجناس معصومی از راه وارد شد.

 

چه علمی به موسیقی مثبت بوی باروت پی برد.

 

چه ادراکی از طعم مجهول نان در مذاق رسالت تراوید.

 

***

 

و آن وقت من، مثل ایمانی از تابش "استوا" گرم،

 

تو را در سرآغاز یک باغ خواهم نشانید.

 

 

 



ادامه مطلب
تاريخ : | | نویسنده : sepahanbux |

دانشگاه آزاد

محققان دانشگاه آزاد اسلامي واحد تبريز، با بررسي فعاليت فتوکاتاليزوري نانوذرات تيتانيوم دي‌اکسيد مختلف ، نقش مهم ترکيب فازهاي مختلف آناتاز و روتيل نانوذرات تيتانيوم دي‌اکسيد را در حذف آلاينده‌هاي زيست محيطي با قابليت تجزيه حياتي پايين را گزارش نمودند.

فعاليت فتوکاتاليزوري نيمه‌رساناهاي اکسيدي در حذف بسياري از آلاينده‌هاي آلي و معدني به اثبات رسيده است. در اين فرايندها، از تابش نوري با طول موج مناسب بر سطح نيمه‌رساناي اکسيدي، جفت حفره- الکترون تشکيل مي‌شود که در واقع حفره، خاصيت اکسيدکنندگي و الکترون خاصيت احياکنندگي قابل توجهي دارند. تا كنون تلاش زيادي براي افزايش فعاليت نيمه‌رساناهاي اکسيدي در حذف آلاينده‌هاي زيست‌محيطي صورت گرفته که از آن جمله مي‌توان به دوپينگ اين ذرات با عناصري نظير نقره، طل، مس و ...، کوپل ذرات نيمه‌رسانا با ساير نيمه‌رساناهاي اکسيدي و همچنين استفاده از نيمه‌رساناهاي اکسيدي در ابعاد نانو اشاره کرد.

دکتر محمدعلي بهنژادي و همکارانش، فعاليت فتوکاتاليزوري نانوذرات تيتانيوم دي‌اکسيد تجاري با ساختار کريستالي و ابعاد متفاوت را در حذف يک آلاينده مدل از صنعت نساجي بررسي نمودند.

اين محققان در يك كار تحقيقاتي، ابتدا نانوذرات دي‌اکسيد تيتانيوم تجاري را در اندازه‌ها و ساختارهاي کريستالي متفاوت تهيه کرده، سپس با استفاده از دستگاه XRD مشخصات کامل اين ذرات را از نظر ابعاد و ساختار کريستالي مورد بررسي و تجزيه و تحليل قرار داده‌اند. گفتني است که نتايج حاصل از دستگاه XRD، با اطلاعاتي که از شرکت سازنده براي نمونه‌ها داده شده بود، مطابقت بسيار مناسبي داشته است.

در مرحله بعد براي مقايسه فعاليت اين ذرات در حذف آلاينده مدل، ابتدا ميزان جذب سطحي آلاينده را روي سطح اين ذرات مطالعه و ايزوترم جذب سطحي آنها را بدست آورده و در مرحله آخر، فعاليت فتوکاتاليزوري ذرات تحت تابش نور فرابنفش را در يک فتوراکتور ناپيوسته از جنس کوارتز در شرايط عملياتي مختلف نظير شدت تابش‌هاي مختلف، غلظت‌هاي مختلف از آلاينده مدل و مقادير متفاوت فتوکاتاليزور مقايسه نموده‌اند.

نتايج اين تحقيق نشان مي‌دهد که ساختار کريستالي و اندازه، در فعاليت فتوکاتاليزوري اين ذرات، نقش به سزايي دارد. به عبارت ديگر، ترکيب فاز آناتاز و روتيل دي‌اکسيد تيتانيوم نقش مهمي در جداسازي جفت حفره و الکترون داشته و باعث افزايش فعاليت فتوکاتاليزوري اين ذرات شده است. از طرف ديگر مقايسه فعاليت فتوکاتاليزوري دو نمونه تجاري با فازهاي تقريبا مشابه، اما با اندازه‌هاي متفاوت نشان مي‌دهد که کاهش اندازه بيش از حد اين ذرات، سبب افزايش فعاليت فتوکاتاليزوري نمي‌شود.

نکته حايز اهميت اين است که کليه صنايعي که پساب‌هاي حاوي آلاينده‌هاي زيست محيطي با قابليت تجزيه حياتي پايين توليد مي‌کنند، مي‌توانند براي تصفيه اين پساب‌ها، از فتوراکتورهاي حاوي اين نانوذرات نيمه‌رسان بهره بگيرند.

جزئيات اين پژوهش که با همکاري آقايان ناصر مديرشهلا، محمد شکري، هادي الهام و خانم آرزو زيني‌نژاد انجام شده، در مجلهJournal of Environmental Science and Health Part A (جلد 43، صفحات 460-467، سال 2009) منتشر شده است.



ادامه مطلب
تاريخ : | | نویسنده : sepahanbux |

 

 

 

در ایران باستان و بنا بر قوانین دوره ی ساسانی، دختران خود همسر خویش را انتحاب می

کردند. هنگامی که بهرام گور،پادشاه معروف ساسانی از دختران یک مرد روستایی ساده درخواست ازدواج می کند؛ روستایی، پاسخ را به دختران خود وا می گذارددر شاهنامه زنان دلاور و خردمندی چون کتایون و تهمینه، همسر خویش را انتخاب کرده و برای یافتن همسر خود همه ی مرزهای سیاسی و طبقاتی را زیر پا می گذارند.

زرتشت نیز در اوستا برای ازدواج و تشکیل خانواده منزلت والایی دیده است. در یسنا آمده است: عروس و داماد! این کلمات را به شما می گویم: زندگی سرشار از شادی داشته باشید و به حقوق یکدیگر احترام بگذارید. بی گمان زندگی شیرینی خواهید داشت. زرتشتیان که تعداد آنها در دنیا بیش از ٣۰۰ هزار نفر و در ایران ٣۰هزار نفر می باشد پس از گذشت قرن ها مراسم مربوط به ازدواج خود را نگه داشته و بنا بر باورهای دیرین خود رفتار می کنند. به این مراسم نگاه کنیم که چه اندازه زیبا هستند. بیاییم این آداب انسانی و والا را پاس داریم.

 

خواستگاری

خواستگاری زرتشتیان به این روش است که مادر و خواهر پسر در صورت تمایل خانواده دختر با چند نفر از بستگان نزدیک برای خواستگاری دختر می روند. در بیشتر مواقع خانواده پسر نامه‌ای که در باره ی خواستگاری از سوی پسر به پدر دختر نوشته شده همراه خود می برند. این نامه را بیشتر برای شگون روی کاغذ سبز رنگ و در پاکتی سبز می گذارند و با یک دستمال سبز و یک کله قند همراه با مقداری سنجد و آویشن به منزل دختر می برند. جواب نامه چند روزپس از آن از سوی خانواده دختر با همان روش به سرای پسر برده می شود. در این نامه پدر دختر، موافقت خود را بیان می دارد و به دنبال آن نامزدی آغاز می شود.

 

نامزدی

در روز نامزدی پسر همراه خانواده خود به خانه دختر می رود و همراه با بردن انگشتر نامزدی هدایایی (از قبیل کیف، کفش، پارچه ،‌سکه طلا) به دختر می دهد.دادن این هدایا همراه با مراسم ویژه ای است. در جلوی همه این هدایا دو لاله که در داخل هر کدام یک شمع روشن قرار دارد همراه آیینه،‌گلاب‌پاش، یک کله قند و نقل با خود می برند و پس از پیش کش کردن این هدایا از سوی پسر به دختر، آنان انگشتر نامزدی را در دست همدیگر می کنند. چند روزپس از نامزدی،‌خویشان دختر نیز با دو لاله روشن ونقل و کله قند سبز پوش،‌گل، پارچه و هدایای دیگر به خانه پسر می روند و آنها را به خانواده پسر هدیه می کنند. در این دیدار، دختر همراه پدر و مادر وخویشان خود نمی رود زیرا این کار را گونه ای سبکی ازسوی دختر می دانند. پسر می تواند بعد از انجام مراسم نامزدی به خانه دختر رفت و آمد کند .پس از مدتی،‌که به آمادگی دو خانواده بستگی دارد، روز عروسی را که باید روزی نیک و مبارک باشد برمی گزینند.

 

عروسی

چند روز پیش از عروسی، عروس و داماد و خویشان بسیار نزدیک به خرید وسایل عروسی می روند. از سوی داماد لباس عروسی (کیف و کفش،‌چند قواره پارچه،‌طلا و لوازم آرایش...) و از سوی دختر لباس دامادی و هدایای دیگر ( کفش، پیراهن ...) خریداری می شود. دو سه روز پیش از عروسی از سوی خویشان عروس جهیزیه را به خانه‌ای که باید عروس و داماد با هم در آن زندگی کنند می برند و خانه را خود تزیین و آماده می کنند. هم چنین در این روز همراه با بر پا کردن جشن کوچکی، با نخی که از سوی خانواده دختر فرستاده شده رختخواب عروسی به یاری خانواده پسر دوخته می شود. گرد همایی برای مراسم عروسی را انجمن گویند.در یزد مراسم زیبای حنابندان نیز رواج دارد و دست و پای دختر و پسر را با نقش های زیبا می آرایند.عقد و عروسی زرتشتیان در یک روز انجام می گیرد. روز عروسی،‌عروس و داماد وخویشان نزدیک پیش از شامگاه برای انجام مراسم عقد در نیایشگاه حاضر می شوند. دراین مراسم در پیشاپیش عروس و داماد،‌کتاب اوستا، دو لاله ی روشن،‌آیینه،‌نقل سفید، انار و تخم مرغ به وسیله اقوام نزدیک به معبد برده می شود. عروس و داماد در جای ویژه ای که در جلوی سفره عقد است می‌نشینند.

 

سفره ی پیمان (گواه) یا عقد

سفره ی عقد یا گواه بر روی زمین گسترده می شود. این سفره از ترمه یا مخمل و ابریشم است و از سوی مادر عروس نسل به نسل نگه داری شده است . سفره باید رو به خاور یا برآمدن خورشید گسترده شود و بر روی آن این چیزها دیده می شود:گل سرخ. سینی از هفت سبزه. دو کله قند. کاسه ی عسل. سکه ی طلا. شاخ یا کاسه نبات. منقل برای اسفند. برنج. سبزی خشک. نمک. رازیانه. چای. کندر. خشخاش. انار. سیب. نانی محلی که بر آن مبارک باد نوشته اند. اوستا. آینه ی بخت. لاله( شمعدان)

عروس و داماد روبروی هم می نشینند. بر فراز سرشان توری از حریر سپید نگه می دارند و دو کله قند را به هم می سایند تا مراسم بله برون یا بله گفتن عروس به پایان رسد و می خوانند:

مسابم و مسابم!...........چی چی مسابی؟

مهر و محبت مسابم!.......برای کی مسابی؟

برای عروس و دوماد!


داماد لباس سفید چین دار و عروس ساری چین دار سفید می پوشد. بر گردن آن ها گلوبندی از گل آویزان می کنند و بر پیشانی آن ها خالی سرخ رنگ می گذارند. نخست عروس بر تخت می نشیند و سپس داماد را دوستان وخویشان به نزد او می آورند و به هنگام عروسی در دهان یکدیگر با انگشت عسل می گذارند.بنا بر دینکرد به هنگام عروسی و برای آگاهی همگان طبل و شیپور می نوازند. این مراسم را شاه جان گویند. روبروی عروس و داماد موبد و کنارشان خانواده‌های نزدیک می‌نشینند. آنگاه مراسم عقد در حضور دو شاهد که یکی از خانواده دختر و دیگری از خانواده پسر می باشد انجام می گیرد. سپس موبد شروع به خواندن بخش هایی از اوستا نموده و اندرز زناشویی می دهد. بعد از طرفین می‌پرسد که آیا به ازدواج با هم خوشنود هستند یا نه. پس از شنیدن جواب بله از هردو، نوشتن ازدواج در دفتر رسمی رزتشتیان انجام میگیرد و عروس و داماد وشاهدان آنرا گواهی میکنند . پس از پایان مراسم عقد،‌تخم مرغی که در سر سفره عقد بوده به وسیله (موبد) به پشت بام پرتاب می شود. با اینکار موبد حقوقی را که پدر نسبت به دختر خود داشته با قیچی بریده به این تخم مرغ مصالحه کرده از خانه بیرون می اندازد باین هدف که پدر دیگر حقی به دختر ندارد.

سپس ده موبد در حالی که گلاب و آیینه در دست دارد جلو مهمانان آمده همراه با نگاه داشتن آیینه روبروی آنان به آن ها گلاب می دهد و یک نفر دیگر که پشت سر ده موبد حرکت می کند به مهمانان شیرینی می دهد. آنگاه ده‌موبد سینی بزرگ پر از لورک یا آجیل را برداشته به تقسیم آن بین مهمانان که بیشتر سهم خود را به خانه می برند می‌پردازد.پس از انجام مراسم عقد، موبد،‌عروس و داماد را در معبد دور آتش مقدس می گرداند. آنگاه عروس و داماد به مجلس جشن عروسی می روند و پس از پایان مراسم جشن، عروس و داماد به وسیله خویشان نزدیک به خانه داماد برده می شوند. در این مجلس موسیقی زنده نواخته می شود و مهمانان با ترانه های بومی به رقص و پایکوبی می پردازند. انار و هندوانه و شیرینی می خورند. غذا بیشتر گوسفند بریان کرده، مرصع پلو و شیرین پلو می باشد. مراسم بین سه تا هفت روز به درازا می کشد. گاه نیز با آوردن مطرب ها به اجرای گونه ای نمایش های رو حوضی می پردازند. حوض میان خانه پر از سیب و انار و هندوانه است و بر تختی روی حوض، مردمان به تماشای نمایش کمدی و شادی می پردازند. در چند عروسی دیدم که زنی با بستن چند قاشق به انگشتان پای خود، که بر هرکدام صورتی را نقاشی کرده بودند، بر پشت نیم پرده ای خوابیده و نمایش شاد عروسکی را اجرا می کرد.

در مراسمی دیگر دو شخصیت نمایش، یکی در نقش عروس و دیگری در نقش داماد برای هم می خواندند:

آی دخترک ترگلک ورگلک خوش قد و بالا.........عقدت می کنم، عقد مدارا

تو که عقدم می کنی، عقد مدارا............ ......منم عروس می شم حجله می شینم

تو که عروس می شی حجله می شینی.......منم دوماد می شم، پهلوت می شینم

بادا بادا مبارک بادا

 

پا انداز (پاگشا)

در یزد و کرمان زرتشتیان عروس را با آداب ویژه ای به خانه داماد می برند. بدین ترتیب که سمت راست عروس، خواهر داماد و سمت چپ او خواهر عروس (یا یکی از زنان خانواده ی عروس) قرار گرٿته زنان فامیل در حالی که صف چهار یا پنج نفری تشکیل داده‌اند پشت سر عروس به سوی خانه داماد حرکت می کنند. چون به کوچه ای باریک ( کوچه ی آشتی کنان) می رسند، می ایستند و می خوانند:

این کوچه تنگه؟ بله......عروس قشنگه؟ بله

دست به زلفاش نزنید....مروارید بنده. بله

بادا بادا مبارک بادا.......ای یار مبارک بادا

همراهان عروس از جلوی منزل هر زرتشتی عبور کنند، در برابرش، آتش افروخته بر روی آن اسفند و کندر دود می کنند. زنان شاباش می کشند . بدین گونه که سر در گوش و دوش یکدیگر نهاده و فریاد شادمانه بر می آورند. در جلو در خانه، جلوی پای عروس و داماد آتش می افروزند. خانواده داماد برای ورود عروس پاگشا یا پانداز می دهند که بیشتر پول و طلاست. در خانه به مهمان ها شربتی به نام (شربت در حجله ) می دهند. در هنگام ورود عروس و داماد به حجله مادر شوهر هدیه‌ای( گوشواره، انگشتر، دستبند و سینه ریز) به عروس می دهد. پس از ورود عروس و داماد به حجله،‌در حضور عده ای‌ از زنان خانواده نزدیک آنها،‌عروس و داماد به پاشویی یکدیگر می پردازند. ابتدا سینی را در زیر پای عروس و داماد قرار میدهند. عروس و داماد از ظرفی ،مقداری سبزی که به آن (مرو) و (مور) یا مورد سبز می گویند، و مقداری شیر و آب که همه با هم مخلوط شده برداشته هر دو پای عروس را با آن می شوید و سپس عروس پای داماد را می شوید به این نشان که مانند گیاه مورد همیشه زندگی آنها سبز و خرم باشد و مانند آن شیر همواره از گناهان پاک گردند و مانند آن ریشه( مورد) زندگیشان دراز و پردوام باشد.

در این هنگام مهمانان عروس و داماد را تنها می گذارند. عروس و داماد اناری شیرین را که در روی سفره گواه بوده در اتاق حجله با هم می خورند تا به اندازه دانه‌های آن دارای اولاد گردند. بامداد روزدیگر رختخواب عروس و داماد بوسیله خواهر شوهر (یا خواهر زن) بزرگتر جمع می شود. رسم است که داماد سکه‌ای برای خواهر خویش در رختخواب می گذارد و خواهر شوهر موقع جمع کردن رختخواب، آنرا برمی دارد. بامداد همان روز نیز از طرف خانواده عروس مقداری ماست (بعنوان روسفیدی ) همراه شیرینی و پشمک (برای شیرین کامی ) برای خانواده‌های نزدیک عروس و داماد فرستاده‌می شود.

 

پا تختی

داماد عصر همانروز ( که روز پاتختی است) قبل از آمدن مهمانان به وسیله چندتن از مردان فامیل همراه موبد با دو لاله روشن و مقداری شیر که با برگ گل و آب مخلوط میباشد برسر آب روان میرود و پس از خواندن پاره هایی از اوستا به وسیله ی موبد،‌آنرا در آب روان می ریزد تا بدین ترتیب هر گونه آلودگی قبل از زناشویی او شسته شود و مانند آب و شیر و گل پاک باشد. دربازگشت، داماد برای دست‌بوسی وسپاس از رنج هایی که پدر برای دختر خود کشیده است به خانه پدرزن می رود و با بوسیدن دست مادر و پدر زن خود از تلاش آن ها در تربیت دخترشان که حالا زن اوست سپاسگزاری می نماید. پدر زن هدیه‌ای به داماد می دهد. سپس داماد به خانه خود باز می گردد. در بازگشت داماد، در پاگرد خانه، عروس کاسه‌ای از نقل و شیرینی به نشان پذیرایی از داماد به سر او می ریزد. دراین هنگام خویشان و دوستان هدایایی را که آماده کرده‌اند به عروس و داماد می دهند. آنگاه داماد به نشان شیربها، اناری را که به آن ٣٣ یا ۱۰۱ سکه زده شده همراه یک جفت کفش به مادر زن هدیه می کند و یک جفت کفش نیز به خواهر زن می دهد. روز سوم عروسی روز آش رشته است. رشته این آش باید به دست عروس بریده شود و به دست داماد به دیگ ریخته شود. این آش را نیز همراه با برگزاری جشن کوچکی بین دوستان و خویشان بخش می کنند.

رسم است که عروس و داماد پیش از رفتن به جای دیگر همراه خویشان خود به زیارتگاه و مکان مقدسی و در یزد به پیر سبز و چکچک و پیر بانو می روند. پس از زیارت، در یک روز خوب هفته، مادر شوهر و پدر شوهر، عروس و پسرشان را به خانه خود مهمان می کنند و هنگام ورود آن ها هدایایی به نشان پاگشا به آن ها می دهند. همین کار را مادر زن و پدرزن نسبت به داماد و دختر خود انجام داده و هدایایی به نشان پاگشا به آنها می دهند. پس از آن خویشان نزدیک عروس و داماد را به خانه‌هایشان مهمان می کنند. گاهی این مهمانی ها به درازا می کشد، زیرا عروس و داماد هر هفته در خانه یکی از خویشان مهمان می شوند. این مهمانی ها نیزهمراه با تشریفات ویژه ای است. هنگام ورود عروس و داماد یک شاخه گل و گیاه سبزی یا یک دانه انار (یا سیب و یا نارنج) به آن ها داده مقداری (آویشن) که با شیرینی و سنجد و بادام و غیره مخلوط است بر سر آنها می ریزند و چندین مرتبه با صدای بلند که همراه با خوش حالی است نسبت به عروس و داماد شادباش می گویند. زدن دف و خواندن ترانه های شادمانه و خوردن انار و هندوانه و شیرینی نیز در تمام این مراسم رایج است.

 

 



ادامه مطلب
تاريخ : | | نویسنده : sepahanbux |

ترجمه فارسی نهج البلاغه در معني انصار
درباره انصار (چون به اميرالمومنين (ع) خبر دادند که پس از رسول اکرم در سقيفه چه گذشت، فرمود: انصار چه گفتند؟ گفتند سخن آنان اين بود که از ما اميري و از شما اميري. فرمود): چرا بر آنان حجت نياورديد که: رسول خدا (ص) سفارش فرمود با نيکوکاران انصار نيکي کنيد، و از گناهکارانشان درگذريد؟ (گفتند در اين چه حجتي است؟ فرمود:) اگر امارت از آن آنان مي‏بود، سفارش آنان را کردن، درست نمي‏نمود. (سپس پرسيد: قريش چه گفتند؟ گفتند:). (حجت آوردند که آنان درخت رسولند. فرمود:) حجت آوردند که درختند و خلافت را بردند و خاندان رسول را که ميوه‏اند تباه کردند و تيمارآن را نخوردند. متن عربی نهج البلاغه ( وَ مِنْ کَلامٍ لَهُ عَلَيْهِ السَّلامُ: ) فِى مَعْنَى الْأَنْصارِ، قالُوا: لَمَّا انْتَهَتْ إِلى أَمِيرِالْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلامُ أَنباءُ ‏السَّقِيفَةِ بَعْدَ وَفاةِ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ الِهِ قالَ: ما قالَتِ الْأَنْصارُ؟ قالُوا: قالَتْ مِنّا أَمِيرٌ وَ مِنْکُمْ أَمِيرٌ، قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: فَهَلَّا احْتَجَجْتُمْ عَلَيْهِمْ بِأَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ الِهِ وَصّى بِأَنْ يُحْسَنَ إِلى مُحْسِنِهِمْ، وَ يُتَجاوَزَ عَنْ مُسِيئِهِمْ؟ قالُوا: وَ ما فِى هذا مِنَ الْحُجَّةِ عَلَيْهِمْ؟ فَقالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: لَوْ کانَتِ ‏الْإِمارَةُ فِيهِمْ لَمْ تَکُنِ الْوَصِيَّةُ بِهِمْ. ثُمَّ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: فَماذا قالَتْ قُرَيْشٌ؟ قالُوا: احْتَجَّتْ بِأَنَّها شَجَرَةُ الرَّسُولِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ الِهِ فَقالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: احْتَجُّوا بِالشَّجَرَةِ وَ أَضاعُوا الثَّمَرَةَ!

ادامه مطلب
تاريخ : | | نویسنده : sepahanbux |

ترجمه فارسی نهج البلاغه در نکوهش مردم عراق
از سخنان آن حضرت عليه‏السلام است در نکوهش مردم عراق (در جنگ صفين چون لشگر شام شکست خورده به دستور عمرو ابن عاص قرآنها بر سر نيزه‏ها زده اظهار عجز و ناتواني نمودند، و بر اثر اين مکر و حيله لشگر عراق در جنگيدن با ايشان سستي نموده از فتح و فيروزي حتمي که به دستشان مي‏آمد گذشته به جنگ خاتمه دادند، حضرت فرمود): بعد از سپاس و ستايش خداوند متعال و درود بر پيغمبر اکرم، اي مردم عراق شما چون زن آبستني هستيد که پس از تحمل مدت حمل بچه را سقط کرده مرده بيندازد و شوهرش بميرد و بيوگي او طول بکشد، و (پس از مرگ چون فرزند و شوهري نداشته) بيگانه‏ترين اشخاص ميراثش را ببرد (در اين جنگ رنج بسيار کشيديد و چون فتح و فيروزي به شما نزديک شد فريب خورده آن را از دست داديد و به حکومت حکمين راضي گشتيد و از راي امامتان پيروي ننموده خود را بي‏پيشوا فرض کرديد تا اينکه دشمن بيگانه شهرهايتان را به تصرف درآورده بر شما مسلط گرديد). آگاه باشيد سوگند به خدا من با اختيار بسوي شما نيامدم (حرکت من از مدينه و آمدنم بسوي شما و ماندن در کوفه به دلخواه نبود) و ليکن (در جنگ جمل چون لشگر حجاز براي کمک با من وافي نبود و لشگر شما را مي‏خواستم، لذا) به ناچار آمدم (و چون پس از جنگ با اهل بصره با مردم شام پيش آمد از اين جهت مجبور شدم در شهر شما اقامت نمايم) و به من خبر رسيده که شما (از روي نفاق و دوروئي) مي‏گوئيد: علي دروغ مي‏گويد، خدا شما را بکشد (رحمتش را از شما دور گرداند) بر که دروغ مي‏گويم؟ آيا بر خدا دروغ مي‏بندم؟ من که اول کسي هستم که به او ايمان آورده‏ام! يا بر پيغمبر او دروغ مي بندم؟ من که اول کسي هستم که او را تصديق نموده‏ام؟ سوگند به خدا چنين نيست (که شما مي‏گوئيد) و ليکن سخنانم صحيح و گفتارم فصيح است، شما که در آن هنگام (که آنرا از پيغمبر فرا مي‏گرفتم) حاضر نبوديد، و (اگر هم حاضر بوديد) لياقت شنيدن آنرا نداشتيد (چون اخبار به غيب را نمي‏فهميد بر شما پوشيده ماند) واي بر ما در او (که مرا تکذيب مي‏کند يعني مادر به مرگ او نشيند، زيرا) بي‏بها پيمانه مي‏کنم (همه چيز را ياد مي‏دهم بدون توقع و مزد) اگر او را ظرفي باشد (استعداد داشته باشد) و هر آينه خواهيد دانست راستي گفتار را بعد از اين (در قيامت که به کيفر گفتار خود مبتلي خواهند شد، يا پس از وفات آن حضرت وقتيکه بني‏اميه بر آنها مسلط گشته آنچه که آن بزرگوار از آينده خبر داده بود بر آنان هويدا
گرديد. جمله و لتعلمن نباه بعد حين را از قرآن کريم اقتباس فرموده س 38 ي 88. متن عربی نهج البلاغه ( وَ مِنْ کَلامٍ لَهُ عَلَيْهِ السَّلامُ ) فِى ذَمِّ أَهْلِ الْعِراقِ: أَمَّا بَعْدُ يا أَهْلَ الْعِراقِ فَإِنَّما أَنْتُمْ کَالْمَرْأَةِ الْحامِلِ حَمَلَتْ! فَلَمَّا أَتَمَّتْ ‏أَمْلَصَتْ‏، وَ ماتَ ‏قَيِّمُها، وَ طالَ ‏تَأَيُّمُها، وَ وَرِثَها أَبْعَدُها. أَما وَ اللَّهِ ما أَتَيْتُکُمُ اخْتِياراً، وَ لکِنْ جِئتُ إِلَيْکُمْ سَوْقاً، وَ ‏لَقَدْ بَلَغَنِى أَنَّکُمْ تَقُولُونَ: ‏عَلِىّ‏ يَکْذِبُ، قاتَلَکُمُ اللَّهُ، فَعَلى مَنْ أَکْذِبُ؟ أَعَلَى اللَّهِ؟ فَأَنَا أَوَّلُ مَنْ امَنَ بِهِ! أَمْ عَلى نَبِيِّهِ؟ فَأَنَا أَوَّلُ مَنْ ‏صَدَّقَهُ‏! کَلّا وَ اللَّهِ وَ لکِنَّها لَهْجَةٌ غِبْتُمْ عَنْها، وَ لَمْ تَکُونُوا مِنْ أَهْلِها، ‏‏وَيْلُ‏‏ ‏‏أُمِّه‏‏ وَيْلُمِّهِ، ‏کَيْلًا ‏بِغَيْرِ ‏ثَمَنٍ‏ ‏لَوْ ‏کانَ‏ ‏‏لَهُ‏‏ ‏وِعاءٌ ‏وَ ‏لَتَعْلَمُنّ‏ ‏نَبَأَهُ‏ ‏بَعْدَ ‏حِينٍ‏.

ادامه مطلب
تاريخ : | | نویسنده : sepahanbux |

ترجمه فارسی نهج البلاغه آغاز آفرينش آسمان و...
عجز انسان از شناخت ذات خدا
سپاس خداوندي که سخنوران از ستودن او عاجزند، و حسابگران از شمارش نعمتهاي او ناتوان، و تلاشگران از اداي حق او درمانده‏اند، خدايي که افکار ژرف‏انديش، ذات او را درک نمي‏کنند و دست غواصان درياي علوم به او نخواهد رسيد. پروردگاري که براي صفات او حد و مرزي وجود ندارد، و تعريف کاملي نمي‏توان يافت و براي خدا وقتي معين، و سرآمدي مشخص نمي‏توان تعيين کرد. مخلوقات را با قدرت خود آفريد، و با رحمت خود بادها را به حرکت درآورد و به وسيله کوه‏ها اضطراب و لرزش زمين را به آرامش تبديل کرد.
دين و شناخت خدا
سرآغاز دين خدا شناسي است، و کمال شناخت خدا، باور داشتن او، و کمال باور داشتن خدا، شهادت به يگانگي اوست، و کمال توحيد (شهادت بر يگانگي خدا) اخلاص، و کمال اخلاص، خدا را از صفات مخلوقات جدا کردن است، زيرا هر صفتي نشان مي‏دهد که غير از موصوف، و هر موصوفي گواهي مي‏دهد که غير از صفت است، پس کسي که خدا را با صفت مخلوقات تعريف کند او را به چيزي نزديک کرده، و با نزديک کردن خدا به چيزي، دو خدا، مطرح‏شده، و با مطرح شدن دو خدا، اجزايي براي او تصور نموده، و با تصور اجزا براي خدا، او را نشناخته است. و کسي که خدا را نشناسد به سوي او اشاره مي‏کند و هر کس به سوي خدا اشاره کند، او را محدود کرده، به شمارش آورد. و آن کس که بگويد خدا در چيست؟ او را در چيز ديگري پنداشته است، و کسي که بپرسد خدا بر روي چه چيزي قرار دارد؟ به تحقيق جايي را خالي از او در نظر گرفته است، در صورتيکه خدا همواره بوده، و از چيزي بوجود نيامده است با همه چيز هست، نه اينکه همنشين آنان باشد، و با همه چيز فرق دارد نه اينکه از آنان جدا و بيگانه باشد. انجام‏دهنده همه کارهاست، بدون حرکت و ابزار و وسيله، بيناست حتي در آن هنگام که پديده‏اي وجود نداشت، يگانه و تنهاست، زيرا کسي نبوده تا با او انس گيرد، و يا از فقدانش وحشت کند.
آفرينش جهان (اول- راههاي خداشناسي)
خلقت را آغاز کرد، و موجودات را بيافريد، بدون نياز به فکر و انديشه‏اي، يا استفاده از تجربه‏اي، بي آنکه حرکتي ايجاد کند، و يا تصميمي مضطرب در او راه داشته باشد جهان را آفريد. براي پديد آمدن موجودات، وقت مناسبي قرار داد، و موجودات گوناگون را هماهنگ کرد، و در هر کدام، غريزه خاص خودش را قرار داد، و غرايز را همراه آنان گردانيد. خدا پيش از آن که موجودات را بيافريند، از تمام جزئيات و جوانب آنها آگاهي داشت، و حدود و پايان آنها را مي‏دانست، و از اسرار درون و بيرون پديده‏ها، آشنا بود. سپس خداي سبحان طبقات فضا را شکافت، و اطراف آن را باز کرد، و هواي به آسمان و زمين راه يافته را آفريد، و در آن آبي روان ساخت، آبي که امواج متلاطم آن شکننده بود، که يکي بر ديگري مي‏نشست، آب را بر بادي طوفاني و شکننده نهاد، و باد را به باز گرداندن آن فرمان داد، و به نگهداري آب مسلط ساخت، و حد و مرز آن را به خوبي تعيين فرمود. فضا در زير تندباد و آب بر بالاي آن در حرکت بود، سپس خداي سبحان طوفاني برانگيخت که آب را متلاطم ساخت و امواج آب را پي در پي درهم کوبيد، طوفان بشدت وزيد، و از نقطه‏اي دور دوباره آغاز شد، سپس به طوفان امر کرد، تا امواج درياها را به هر سو روان کند و برهم کوبد، و با همان شدت که در فضا وزيدن داشت، بر امواج آبها حمله‏ور گردد، از اول آن برمي‏داشت و به آخرش مي‏ريخت. و آبهاي ساکن را به امواج سرکش برگرداند. تا آنجا که آبها روي هم قرار گرفتند، و چون قله‏هاي بلند کوهها بالا آمدند، امواج تند کفهاي برآمده از آبها را در هواي باز، و فضاي گسترده بالا برد، که از آن هفت آسمان را پديد آورد. آسمان پايين را چون موج مهارشده، و آسمانهاي بالا را مانند سقفي استوار و بلند قرار داد، بي آنکه نيازمند به ستوني باشد، يا ميخهايي که آنها را استوار کند، آنگاه فضاي آسمان پايين را به وسيله نور ستارگان درخشنده، زينت بخشيد، و در آن چراغي روشنايي بخش، و ماهي درخشان، به حرکت درآورد، که همواره در مدار فلکي گردنده و برقرار، و سقفي متحرک، و صفحه‏اي بي‏قرار، به گردش خود ادامه دهند.
دوم- شگفتي خلقت فرشتگان
سپس آسمانهاي بالا را از هم گشود، و از فرشتگان گوناگون پر نمود، گروهي از فرشتگان همواره در سجده‏اند و رکوع ندارند و گروهي در رکوعند و ياراي ايستادن ندارند، و گروهي در صفهايي ايستاده‏اند که پراکنده نمي‏شوند، و گروهي همواره تسبيح گويند و خسته نمي‏شوند، و هيچگاه خواب به چشمشان راه نمي‏يابد، و عقلهاي آنان دچار اشتباه نمي‏گردد، بدنهاي آنان دچار سستي‏نشده، و آنان دچار بي‏خبري برخاسته از فراموشي نمي‏شوند. برخي از فرشتگان، امينان وحي الهي، و زبان گوياي وحي براي پيامبران مي‏باشند، که پيوسته براي رساندن حکم و فرمان خدا در رفت و آمدند جمعي از فرشتگان حافظان بندگان، و جمعي ديگر دربانان بهشت خداوندند، بعضي از آنها پاهايشان در طبقات پايين زمين قرار داشته، و گردنهاشان از آسمان فراتر، و ارکان وجودشان از اطراف جهان گذشته، و عرش الهي بر دوشهايشان استوار است، برابر عرش خدا ديدگان به زير افکنده، و در زير آن، بالها را به خود پيچيده‏اند، ميان اين دسته از فرشتگان با آنها که در مراتب پايين‏تري قرار دارند، حجاب عزت و پرده‏هاي قدرت، فاصله انداخته است. هرگز خدا را با وهم و خيال، در شکل و صورتي نمي‏پندارند، و صفات پديده‏ها را بر او روا نمي‏دارند، هرگز خدا را در جايي محدود نمي‏سازند، و نه با همانند آوردن به او اشاره مي‏کنند.
سوم- شگفتي آفرينش آدم (ع) و ويژگيهاي انسان کامل
سپس خداوند بزرگ، خاکي از قسمتهاي گوناگون زمين، از قسمتهاي سخت و نرم، شور و شيرين، گرد آورد، آب بر آن افزود تا گلي خالص و آماده شد، و با افزودن رطوبت، چسبناک گرديد، که از آن، اندامي شايسته، و عضوهايي جدا و به يکديگر پيوسته آفريد آن را خشکانيد تا محکم شد، خشکاندن را ادامه داد تا سخت شد، و تا زماني معين، و سرانجامي مشخص، اندام انسان کامل گرديد، آنگاه از روحي که آفريد در آن دميد تا به صورت انساني زنده درآمد، داراي نيروي انديشه، که وي را به تلاش اندازد، و داراي افکاري که در ديگر موجودات، تصرف نمايد به انسان اعضاء و جوارحي بخشيد، که در خدمت او باشند، و ابزاري عطا فرمود، که آنها را در زندگي بکار گيرد، قدرت تشخيص به او داد تا حق و باطل را بشناسد، و حواس چشايي، و بويايي، و وسيله تشخيص رنگها، و اجناس مختلف در اختيار او قرار داد. انسان را مخلوطي از رنگهاي گوناگون، و چيزهاي همانند و سازگار، و نيروهاي متضاد، و مزاجهاي گوناگون، گرمي، سردي، تري، و خشکي، قرار داد. سپس از فرشتگان خواست تا آنچه در عهده دارند انجام دهند، و عهدي را که پذيرفته‏اند وفا کنند، اينگونه که بر آدم سجده کنند، و او را بزرگ بشمارند، و فرمود: (بر آدم سجده کنيد پس فرشتگان همه سجده کردند جز شيطان) غرور و خود بزرگ بيني او را گرفت، و شقاوت و بدي بر او غلبه کرد، و به آفرينش خود از آتش افتخار نمود، و آفرينش انسان از خاک را پست شمرد، خداوند براي سزاوار بودن شيطان به خشم الهي، و براي کامل شدن آزمايش، و تحقق وعده‏ها، به او مهلت داد و فرمود: (تا روز رستاخيز مهلت داده شدي)
چهارم- آدم (ع) و داستان بهشت
سپس خداوند آدم را در خانه‏اي مسکن داد که زندگي در آن گوارا بود، جايگاه او را امن و امان بخشيد، و او را از شيطان و دشمني او ترساند، پس شيطان او را فريب داد. بدان علت که از زندگي آدم در بهشت و همنشيني او با نيکان حسادت ورزيد. پس آدم (ع) يقين را به ترديد، و عزم استوار را به گفته‏هاي ناپايدار شيطان فروخت، و شادي خود را به ترس تبديل کرد، که فريب خوردن براي او پشيماني آورد، آنگاه خداي سبحان در توبه را بر روي آدم گشود، و کلمه رحمت، بر زبان او جاري ساخت، و به او وعده بازگشت به بهشت را داد، و آدم را به زمين، خانه آزمايشها و مشکلات، فرود آورد، تا ازدواج کند، و فرزنداني پديد آورد، و خداي سبحان از فرزندان او پيامبراني برگزيند.
فلسفه بعثت پيامبران (نبوت عامه)
خدا پيمان وحي را از پيامبران گرفت، تا امانت رسالت را به مردم برسانند، آنگاه که در عصر جاهليتها، بيشتر مردم، پيمان خدا را ناديده انگاشتند، و حق پروردگار را نشناختند، و برابر او به خدايان دروغين روي آوردند، و شيطان مردم را از معرفت خدا باز داشت، و از پرستش او جدا کرد، خداوند پيامبران خود را مبعوث فرمود، و هر چند گاه متناسب با خواسته‏هاي انسانها رسولان خود را پي در پي اعزام کرد، تا وفاداري به پيمان فطرت را از آنان باز جويند، و نعمتهاي فراموش‏شده را به ياد آورند، و با ابلاغ احکام الهي، حجت را بر آنها تمام نمايند، و توانمنديهاي پنهان‏شده عقلها را آشکار سازند، و نشانه‏هاي قدرت خدا را معرفي کنند، مانند: سقف بلند پايه آسمانها بر فراز انسانها، گاهواره گسترده زمين در زير پاي آنها، و وسائل و عوامل حيات و زندگي، و راههاي مرگ و مردن، و مشکلات و رنجهاي پيرکننده، و حوادث پي در پي، که همواره بر سر راه آدميان است، خداوند هرگز انسانها را بدون پيامبر، يا کتابي آسماني، يا برهاني قاطع، يا راهي استوار، رها نساخته است، پيامبراني که با اندک بودن ياران، و فراواني انکارکنندگان، هرگز در انجام وظيفه خود کوتاهي نکردند، بعضي از پيامبران، بشارت ظهور پيامبر آينده را دادند، و برخي ديگر را پيامبران گذشته معرفي کردند، بدينگونه قرنها پديد آمد، و روزگاران سپري شد، پدران رفتند و فرزندان جاي آنها را گرفتند.
فلسفه بعثت پيامبر خاتم (ص)
تا اينکه خداي سبحان، براي وفاي به وعده خود، و کامل گردانيدن دوران نبوت، حضرت محمد (که درود خدا بر او باد) را مبعوث کرد، پيامبري که از همه پيامبران پيمان پذيرش نبوت او را گرفته بود، نشانه‏هاي او شهرت داشت، و تولدش بر همه مبارک بود. روزگاري که مردم روي زمين داراي مذاهب پراکنده، خواسته‏هاي گوناگون، و روشهاي متفاوت بودند، عده‏اي خدا را به پديده‏ها تشبيه کرده، و گروهي نامهاي ارزشمند خدا را انکار و به بتها نسبت مي‏دادند، و برخي به غير خدا اشاره مي‏کردند، پس خداي سبحان، مردم را به وسيله محمد (ص) از گمراهي نجات داد و هدايت کرد، و از جهالت رهايي بخشيد. پس ديدار خود را براي پيامبر (ص) برگزيد، و آنچه نزد خود داشت براي او پسنديد، و او را با کوچ دادن از دنيا گرامي داشت، و از گرفتاريها و مشکلات رهايي بخشيد و کريمانه قبض روح کرد.
ضرورت امامت پس از پيامبران الهي
رسول گرامي اسلام، در ميان شما مردم جانشيناني برگزيد که تمام پيامبران گذشته براي امتهاي خود برگزيدند، زيرا آنها هرگز انسانها را سرگردان رها نکردند و بدون معرفي راهي روشن، و نشانه‏هاي استوار، از ميان مردم نرفتند.
ويژگيهاي قرآن و احکام اسلام
کتاب پروردگار ميان شماست، که بيان‏کننده حلال و حرام، واجب و مستحب، ناسخ و منسوخ، مباح و ممنوع، خاص و عام، پندها و مثلها، مطلق و مقيد، محکم و متشابه مي‏باشد، عبارت مجمل خود را تفسير، و نکات پيچيده خود را روشن مي‏کند، از واجباتي که پيمان شناسايي آن را گرفت، و مستحباتي که آگاهي از آنها لازم نيست، قسمتي از احکام ديني در قرآن واجب شمرده شد که ناسخ آن در سنت پيامبر (ص) آمده، و بعضي از آن، در سنت پيامبر (ص) واجب‏شده که در کتاب خدا ترک آن مجاز بوده است، بعضي از واجبات، وقت محدودي داشته، که در آينده از بين رفته است، محرمات الهي از هم جدا مي‏باشند، برخي از آنها، گناهان بزرگ است که وعده آتش دارد، و بعضي کوچک که وعده بخشش داده است، و برخي از اعمال که اندکش مقبول و در انجام بيشتر آن آزادند.
فلسفه و ره‏آورد حج:
خدا حج خانه محترم خود را بر شما واجب کرد، همان خانه‏اي که آن را قبله‏گاه انسانها قرار داده که چونان تشنگان به سوي آن روي مي‏آورند، و همانند کبوتران به آن پناه مي‏برند، خداي سبحان، کعبه را مظهر تواضع بندگان برابر عظمت خويش، و نشانه اعتراف آنان به بزرگي و قدرت خود قرار داد، و در ميان انسانها، شنوندگاني را برگزيد، که دعوت او را براي حج اجابت کنند، و سخن او را تصديق نمايند، و پاي بر جايگاه پيامبران الهي نهند، همانند فرشتگاني که بر گرد عرش الهي طواف مي‏کنند، و سودهاي فراوان، در اين عبادتگاه و محل تجارت زائران، به دست آورند، و به سوي وعده‏گاه آمرزش الهي بشتابند، خداي سبحان، کعبه را براي اسلام، نشانه گويا، و براي پناهندگان خانه امن و امان قرار داد، اداي حق آن را واجب کرد، و حج بيت‏الله را واجب شمرد، و بر همه شما انسانها مقرر داشت، که به زيارت آن برويد، و فرمود: (آن کس که توان رفتن به خانه خدا را دارد، حج بر او واجب است و آن کس که انکار کند، خداوند از همه جهانيان بي‏نياز است) متن عربی نهج البلاغه

ادامه مطلب
تاريخ : | | نویسنده : sepahanbux |

 

جوش صورت

 

اگر صورتتان دارای جوش میباشد،و از این موضوع ناراحت هستید،توصیه می کنیم که از این نوشیدنی میل کنید...

 


مصرف خاكشیر برای رفع جوش‌های صورت مفید است

 

یك متخصص تغذیه گفت: مصرف خاكشیر برای برطرف كردن جوش‌های صورت كه به علت مصرف چربی و شیرینی زیاد ایجاد شده است مفید است.

 

مرتضی صفوی افزود: خاكشیر از نظر طب قدیم ایران گرم و خنك كننده بدن است. دانه‌های خاكشیر به رنگ قرمز تیره است و مصرف آن در روز‌های گرم تابستان مفید است.

 

وی گفت: مصرف خاكشیر ادرار آور و تب بر است و برای دفع كرم مفید است. خاكشیر التیام دهنده زخم و جراحات است و عطش را از بین می‌برد.

 

این متخصص تغذیه افزود: جوشانده خاكشیر برای رفع اسهال‌های ساده می‌تواند، مفید باشد و مصرف خاكشیر صدا را باز می‌كند.

منبع : farsnews.com

ادامه مطلب
تاريخ : | | نویسنده : sepahanbux |

 

 

 

 

دايي: جاي خالي هواداران را با كسب...

 

 

 

 

دايي: جاي خالي هواداران را با كسب 3 امتياز پر مي‌كنيم

سرمربي پرسپوليس گفت:در بازي روز جمعه مقابل سايپا جاي خالي هواداران را با کسب 3 امتياز پر خواهيم کرد.

علي دايي در خصوص بازي روز جمعه مقابل سايپا عنوان کرد: پس از شکست تلخ مقابل صبا در شرايط خوبي هستيم و خود را آماده مي‌کنيم تا با يک بازي زيبا و هجومي به امتياز دلخواه برسيم.

وي در خصوص اظهارات علي پروين که گفته بود با دو بازي نمي‌شود عيار پرسپوليس را سنجيد گفت: آقاي پروين هميشه نسبت به من لطف دارد و من از ايشان تشکر مي‌کنم. ما تيم خوبي داريم و در بازي قبل اشتباهات فردي و بدشانسي باعث باخت ما شد. فوتبال‌مان بهتر از قبل است و ان شاء‌الله روز جمعه با امتيازي که مي‌گيريم مجددا خودمان را ثابت خواهيم کرد.

دايي در خصوص غيبت هواداران تيم خود به دليل محروميت از سوي کميته انضباطي گفت: ان شاء الله جاي خالي هواداران را با يک بازي خوب و کسب 3 امتياز پر مي‌کنيم.

سرمربي پرسپوليس در پاسخ به اين سؤال که آيا به دنبال تغييراتي در ترکيب اصلي هستيد يا خير، تصريح کرد: روز جمعه مي‌بينيد که ما با چه ترکيبي به ميدان خواهيم رفت.

دايي درباره دفاع از هواداران پرسپوليس در فدراسيون فوتبال گفت: باشگاه از حق و حقوق تيم ما قطعا دفاع مي‌کند. کار خاصي نمي‌توانيم بکنيم و فقط بايد احترام بگذاريم. من تصميم کميته انضباطي درباره محروميت هواداران را اصلا قبول ندارم چون هواداران ما واکنش بدي نداشتند ولي باز هم مي‌گويم تابع قانون و مقررات فدراسيون فوتبال هستيم چون ما يک تيم در ليگ برتر هستيم.

وي در خصوص اظهارات مسئولان تراکتورسازي تبريز در رسانه‌هاي گروهي براي نسبت دادن اتفاقات بازي با تراکتورسازي به پرسپوليسي‌ها گفت: من کاري به اين حرف‌ها ندارم. اتفاقاتي افتاد که همه ديدند. اين موضوع يک چيز را نشان داد و آن هم مظلوميت پرسپوليس و هوادارانش بود. همه ديدند که چه اتفاقاتي در ورزشگاه افتاد و چه حرف‌هايي زده شد. خدا را شکر همه ديدند، اين همه آدم، تلويزيون، عکاس، شما خبرنگاران؛ پس هيچ چيز نمي‌تواند پشت پرده بماند. اين حرف من است.

دايي در خصوص غيبت کريم باقري اظهار داشت: نبودن آقا کريم براي تيم ما خوب نيست. او مي‌توانست به تيم ما کمک کند اما بايد قبول کنيم که مصدوميت هم جزيي از فوتبال است. اميدوارم هر چه سريع‌تر باقري را در اختيار داشته باشيم.

سرمربي پرسپوليس در پايان خاطرنشان کرد: در بازي روز جمعه به فکر 3 امتياز هستيم و ديگر دوست ندارم امتياز از دست بدهيم. با کمک بازيکنان و دعاي ميليون‌ها هوادار پرسپوليسي به دنبال اين هستم تا پرسپوليس را به حق واقعي خود برسانم.

ديدار پرسپوليس و سايپا ساعت 19:30 جمعه در ورزشگاه آزادي برگزار مي‌شود.



ادامه مطلب
تاريخ : | | نویسنده : sepahanbux |

 

اس ام اس تبریک نيمه شعبان

 


در انتظار ديدنت همه دلها بيقرارند ..... اي تک ستاره بهشت حسرت به دلمان نزار


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 

به اميد روزي که متن تمام اس ام اس ها يک جمله باشد و آن : مهدي آمد


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 

سر راهت در انتظارم ..... برده هجرت صبر و قرارم ...... جز ظهورت اي گل زهرا ..... به خدا حاجتي ندارم
کجايى اى هميشه پيدا از پس ابرهاى غيبت؟

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 

ولادت سه نور ولايت بر شما مبارک

ماه ميلاد سه پرچم دار عشق

دلبر و دلداده و دلدار عشق

ماه ميلاد سه ماه عالمين

سيد سجاد و عباس و حسين(ع)

 

اس ام اس تیریک نيمه شعبان


سه نور آمد به عالم پر ز احساس

معطر هر سه از عطر گل ياس

سه نور تابناک آسماني

حسين بن علي ، سجاد و عباس


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 

دامن علقمه را عطر گل ياس يکي است

قمر بني هاشميان در همه ناس يکي است

سير کردم عدد ابجد و ديدم به حساب

نام زيباي اباصالح و عباس يکي است

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


شعبان شد و پيک عشق از راه آمد

عطر نفس بقيه الله آمد

با جلوه سجاد و ابوالفضل و حسين

يک ماه و سه خورشيد در اين ماه آمد

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 

شعبان بهانه اي است براي دوستي با خدا ، لحظه هايت سرشار از اين دوستي باد.

 

اس ام اس تبریک نيمه شعبان

 

خدايا !

تو آنچناني که من دوست دارم...

پس مرا آنچنان کن که تو دوست داري

اللهم عجل لوليک الفرج و العافيه و النصر و اجعلنا من خير اعوانه و انصاره و المستشهدين بين يديه امين

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 

کاش مي شد اشک را تهديد کرد مدت لبخند را تمديد کرد


کاش مي شد در ميان لحظه ها لحظه ي ديدار را نزديک کرد


ميلاد نور پيشاپيش مبارک

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 

3) آن که بي باده کند جان مرا مست کجاست ؟ آن که بيرون کنداز جان و دلم دست کجاست؟

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 

آن که سوگند خورم جز به سر او نخورم آن که سوگند من و توبه ام اشگست کجاست

 

اس ام اس تبریک نيمه شعبان

 

کجايى اى هميشه پيدا از پس ابرهاى غيبت؟


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 

در کودکي خوانده بوديم" آن مرد درباران آمد"؛ غافل ازاينکه تاآن مردنيايد، باران نمي بارد

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 

6) هنوزم انتظارو انتظار است هنوزم دل به "ســيــنـــه" بي قرار است


هنوزم خواب ميبينم به شبها همان مردي که بر اسبي سوار است


همان مردي که جمعه آيد روزي ... و اين پايان خوب انتظار است

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 

بر چهره پر ز نور مهدي صلوات بر جان و دل صبور مهدي صلوات


تا امر فرج شود مهيا بفرست بهر فرج و ظهور مهدي صلوات

 

اس ام اس تبریک نيمه شعبان

 

عزيز ديدنت را بهانه بسيار داريم اما بها نه

کلاس اول خوانديم " آن مرد در باران آمد " ...

اکنون مي فهميم تا آن مرد نيايد باران نخواهد آمد ...

اللهم عجل لوليک الفرج

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 

خدايا !

آنچنان زمين گيرم نکن که هنگام ظهور مولا توان برخاستن نداشته باشم ...

اللهم عجل لوليک الفرج

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 

مهدي جان !

روا بود که گريبان ز حجر تو پاره کنم ...

دلم هواي تو کرده بگو چه چاره کنم ...

اللهم عجل لوليک الفرج

تا کسي رخ ننمايد ز کسي دل نبرد

دلبر ما دل ما برد و ز ما رخ ننمود

اللهم عجل لوليک الفرج

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 

چه جمعه ها که يک به يک غروب شد نيامدي

چه بغضها که در گلو رسوب شد نيامدي

 

اس ام اس تبریک نيمه شعبان

 

بر چهره پر ز نور مهدي صلوات

بر جان و دل صبور مهدي صلوات

تا امر فرج شود مهيا بفرست

بهر فرج و ظهور مهدي صلوات

اللهم عجل لوليک الفرج

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


بي تو اي صاحب زمان

بي قرارم هر زمان

از غم هجر تو من دلخسته ام

همچو مرغي بال و پر بشکسته ام

اللهم عجل لوليک الفرج

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 

ما معتقديم که عشق سر خواهد زد

بر پشت ستم کسي تير خواهد زد

سوگند به هر چهارده آيه نور

سوگند به زخم هاي سرشار غرور

آخر شب سرد ما سحر مي گردد

مهدي به ميان شيعه برمي گردد

اللهم عجل لوليک الفرج

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 

اگر تو نيايي سيلي ظالمان هميشه بر گونه مظلومان مي خورد و صداي ظالم همه جا به گوش مي رسد ...

 

اس ام اس تبریک نيمه شعبان

 

اللهم عجل لوليک الفرج

کامل بتاب و رخ بنما ...

اگر تو ياري کني جسمم آرام مي گيرد...

پس فکري براي دل بي تابم کن ...

اللهم عجل لوليک الفرج


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


فقط توئي که مي تواني داد عدالت سر دهي ... چون تو زاييده حقي ...

اللهم عجل لوليک الفرج


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 

 

 



ادامه مطلب
تاريخ : | | نویسنده : sepahanbux |
رپورتاژ
فال حافظ
فروش جوجه بوقلمون - اردک - مرغ بومی - شترمرغ
طراحی سایت با شرکت وب افرا
معرفی تورهای ارزان شهرهای آنتالیا استانبول و اروپا روسیه
نکاتی در باره کامل بودن تجهیزات تالار عروسی
بلیط های چارتری ارزان قیمت
بهترین روش انتخاب آتلیه عروس
طراحی سایت اصفهان |طراحی سایت حرفه ای | سئو تضمینی سایت
معرفی جاذبه های گردشگری گلستان شهرکرد و تور نوروز ۹۶ قشم کیش مشهد
درباره اتوبار گلها تهران
بازی اندروید
هدایای تبلیغاتی
دانلود آهنگ جدید
مدل لباس عروس
چگونگی افزایش زیبایی با جراحی زیبایی
راهکار های یافتن بهترین جراح پلاستیک
همه چیز در مورد جراحی بینی
مطالب لادین
بهترین مطالب در سایت تفریحی دلبرانه
فست سئو یعنی استراتژی، نظم و صبر

لینک های مفید
معماری داخلی | برنامه تمرینی بدنسازی | آموزش مجازی | آب نما | آگهی توچشم | متخص زنان و زایمان | بیوگرافی 98 |

قدرت گرفته از : پانا بلاگ


.: :.